![]() | صدای شکستن... میشکند اَنار...میجهد خون اَنار...حبّههای سرخ میچرخند در هوا... مینشینند حبّهها... مینشیند خون اَنار... بستر گلگون... حریر پیراهن گلگون... حبّهها مانده روی بستری سپید...سرخ... سرخ... سرخ... بادی خاموش میکند روشنایی شمعها... محمد چرمشیر | روایت عاشقانهای از مرگ در ماه اردیبهشت | ![]() |

وقتی زندگی در گفتگویی میان آدمها شکل میگیرد، با تمام سرخوشیها و اضطرابها و بهانههایی برای ماندن. هرآنچه در داستان توصیف میشود در نمایشنامه تصویر میشود. روایتی که از یونان باستان، از اشیل، سوفوکل، آریستوفان، تا شکسپیر، تنسی ویلیامز، ژان ژنه، یاسمینا رضا، در آفریقا آثول فوگارد و در ایران از فتحعلی آخوندزاده تا اکبر رادی، علیرضا نادری، محمد یعقوبی و... همچنان باقیست.

بيرون از مولينگار
خریدنویسنده: جان پاتریک شنلی
مترجم: حمید احیا

مادر
خریدنویسنده: فلوریان زلر
مترجم: تینوش نظمجو

مانفرد
خریدنویسنده: لرد بایرون
مترجم: حسین قدسی

یرما
خریدنویسنده: فدریکوگارسیا لورکا
مترجم: یدالله رویایی

اگر بمیری...
خریدنویسنده: فلوریان زلر
مترجم: گلناز برومندی













