![]() | تا برسيم به چهارراهی که مسیر دبيرستان دخترانه را جدا میکرد، فقط فرصت چهار پنج نگاه بود؛ برقی کوتاه که بايد به لمحهای همهی اشتياق و مهجوری را از تنی منتقل کند به تنی. رضا قاسمی | وردی که برهها میخوانند | ![]() |
آزار
و این که قطار شاعرانهترین وسیلهی نقلیه است | آزارم میدهد
چشمانم فرسودهاند از درد | از آزار دشمنانم تار میبینند








