![]() | و هنوز زار میزند در گلویم | آن سوال دیروز | او چه کسی بود | که میتوانست تو را بیشتر از من دوست بدارد؟ شیوا شکوری | نه | ![]() |
غده
تو میگویی که ما آزادیخواهان را شکنجه میدهیم و کتاب میسوزانیم. بهتر است بیدار شوی. آیا جراحی که غدهی سرطانی را عمل میکند چنین احساسات ابلهانهای از خود نشان میدهد؟
کرسمان تایلور | ناشناس در این آدرس
(آزادی، ابلهانه، احساسات، بهتر، بیدار، جراحی، سرطانی، سوزاندن، شکنجه، عمل، غده، کتاب)
(آزادی، ابلهانه، احساسات، بهتر، بیدار، جراحی، سرطانی، سوزاندن، شکنجه، عمل، غده، کتاب)
آری، ماتم نمیماند، از بین میرود: این را میدانیم _ اما از غدههای اشک بپرس ببین اشک افشاندن را از یاد بردهاند.








