و هنوز زار میزند در گلویم | آن سوال دیروز |
او چه کسی بود | که میتوانست تو را بیشتر از
من دوست بدارد؟شیوا شکوری | نه
مه
دود سیگار را با بازدمی از بینی بیرون دادم و
او را از پشت لفاف این مه نگاه کردم. بیحالت
و مصمم نشسته بود، نمای تمام عیار درخت
خشکی که نوازش هیچ بادی را حس نمیکند.