پاسداری به او شلیک میکند | میافتد |
موبایلش را در میآورد | از قاتلش عکس
میگیرد | بعد میمیردعلی عبدالرضایی | زخم باز
وحشی
وحشی گذشتهام | با موهایی که زخمی کرده چار
نعل جاده را | از کنار دختران هراسیده از
خودشان | و از رحمی که درونشان را تهی کرده
بود | و حسی سنگین در دستان بزرگ مرد