![]() | میدانستم اگر بعد از تولد او، تو را، همهی زندگی را، از دست میدادم، باور کن که همآغوشی را ادامه نمیدادم و پَسَت میزدم. باشد که از من دلگیر میشدی و هیچوقت نمیتوانستم توضیحی برای رفتارم داشته باشم. پست میزدم. سعید منافی | پیر مرگ | ![]() |

نیلوفر

باران تابستان
خریدنویسنده: مارگریت دوراس
مترجم: قاسم روبین
این کتاب قصهی ارنستو، پسر یک خانوادهی نه نفره است که یک نابغه میباشد...

برخیز ای موسی
خریدنویسنده: ویلیام فاکنر
مترجم: صالح حسینی

نقش 81
خریدنویسنده: گروهی















