یادم میآید شیرینیهای آلمانی که شبیه
قلب بود: وسطش مربا، رویش یک بادام.نسیم وهابی | یادم میآید
پیش از دیدنش گمان نمیکردم از آن تاریکی،
از آن همه ابهام و ندانستن من؛ از او و از تنش
عطر اقاقیا بیاید. بو کردم تا در خاطرم خوب
بماند و خوب به حافظهام بسپارمش. نفس
کشیدمش از ابتدای تنش، از انگشتهای پاهایش
تا پیشانیاَش و دوباره و چندباره، تا آنجا
که به درونش میرسید.
برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
- ورود
- عضویت
نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
با تشکر