![]() | وقتی خانه شلوغ میشد از مهمان، به حیاط میآمد و فکر میکرد. به خودش. سیگار هم میکشید که اگر کسی درِ بستهی اتاق پذیرایی را باز میکرد و میپرسید چرا اینجا نشسته، بگوید دارم سیگار میکشم. نمیشود که به کسی گفت دارم فکر میکنم. مضحک به نظر میرسد. سبحان گنجی | فیسبوک | ![]() |

در ستایش بطالت
خریدنویسنده: برتراند راسل
مترجم: محمدرضا خانی

وصایای تحریف شده
خریدنویسنده: میلان کوندرا
مترجم: کاوه باسمنجی
















