![]() | وقتی فاصلهی کمی بین ما بود، لبهایم طوری رفتار میکردند که انگار با کلمه نبود که به او سلام میدادم یا گفتگو میکردم، بلکه با همهی حس وجودم مخاطب او میشدم. و صدایش را نه با گوشها و شنوائیم میشنیدم که انگار با پوست تنم میشنیدم و معنا میکردم ابوتراب خسروی | | ![]() |

پروست چگونه میتواند زندگی شما را دگرگون کند
خریدنویسنده: آلن دو باتن
مترجم: گلی امامی

روح پراگ
خریدنویسنده: ایوان کلیما
مترجم: خشایار دیهیمی

از کافکا تا کافکا
خریدنویسنده: موریس بلانشو
مترجم: مهشید نونهالی












