![]() | تا برسيم به چهارراهی که مسیر دبيرستان دخترانه را جدا میکرد، فقط فرصت چهار پنج نگاه بود؛ برقی کوتاه که بايد به لمحهای همهی اشتياق و مهجوری را از تنی منتقل کند به تنی. رضا قاسمی | وردی که برهها میخوانند | ![]() |

شعر خودش میآید، ما تسلیماش میشویم و او کار خودش را میکند، عاشقی میکند، فریاد میزند، به سوگ مینشیند، با زبانی غیر معمول از تبسمی دلانگیز تا خیالی شورانگیز و گاه غمی، دردی، زخمی... شعر سنگر میشود و غریو پرشور رهایی سر میدهد... شعر را حافظ میگوید، خیام، سعدی، و وقتی نو میشود نیما، شاملو و فروغ و... در غرب شکسپیر، بودلر، لویی آراگون... و محمود درویش در فلسطین...

عاشقانهها
خریدنویسنده: وستا سرخوش کرتیس ، شیلا آر. نبی
مترجم: فاطمه کاوندی
اشعار عاشقانهی ایرانی همراه با تصاویری از گنجینهی موزهی بریتانیا.

سایه ها
خریدنویسنده: پیمان چهرازی
شعرهای اين مجموعه حاصل كار شاعری اين شاعر در فاصله سالهای 1382 تا 1388 است.

چشم های الزا (مجموعه اشعار)
خریدنویسنده: لویی آراگون
مترجم: جواد فرید
اینک سی سال است که من سایهای زیر پاهای تو هستم سگ سیاه وفاداری که بر گرد پاشنههای تو میچرخد...















