![]() | وقتی مُرد، انگار یهباره یه باری از دوشم برداشته شد، آره، من که نکشته بودمش، اون خودش مُرد از بس که پیر و فرتوت شده بود، وقتش بود. آره وقتش شده بود. همهمون یه موقع وقتمون میشه. آدم از چیزی که واسه همه اتفاق میافته که نباید بترسه. ماریا تبریزپور | خانه اجاره ای | ![]() |

ادبیات فارسی

نه
خریدنویسنده: شیوا شکوری

دریای بسته
خریدنویسنده: گروهی
مترجم: مهدی فرج پور

رباعیات حکیم عمر خیام، پنج زبانه، رحلی گلاسه قاب دار با مینیاتور
خریدنویسنده: عمر خیام















