![]() | وقتی مُرد، انگار یهباره یه باری از دوشم برداشته شد، آره، من که نکشته بودمش، اون خودش مُرد از بس که پیر و فرتوت شده بود، وقتش بود. آره وقتش شده بود. همهمون یه موقع وقتمون میشه. آدم از چیزی که واسه همه اتفاق میافته که نباید بترسه. ماریا تبریزپور | خانه اجاره ای | ![]() |

ادبیات فارسی

وارونگی
خریدنویسنده: عطیه راد

اتفاق
خریدنویسنده: گلی ترقی

آداب الخط امیرخانی
خریدنویسنده: غلامحسین امیرخانی
آداب الخط امیرخانی با توضیحاتی دربارهی ترکیب و حسن وضع و حسن تشکیل















