ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

تا پيش از کشف عدد صفر، بشر گمان می‌کرد که عدد يک ابتدای هر چيز است. قرن‌ها طول کشيد تا بفهمد که صفر هم ابتدای چيزی نيست و هميشه همه‌چيز خيلی پيش‌تر از آن شروع می‌شود که نقطه‌ی آغاز است... رضا قاسمی |  وردی که بره‌ها می‌خوانند

هر قاصدک یک پیامبر است، گالینگور

صفحه اصلی / /

 

هر قاصدک یک پیامبر است، گالینگور

نویسنده: عرفان نظرآهاری
ناشر: نشر افق
تاریخ انتشار: 1384
50 صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    5,90€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    ساکت و ساده و سبک بود، 

    قاصدکی که داشت می‌رفت. 

    فرشته‌ای به او رسید و چیزی گفت. قاصدک بی‌تاب شد و هزار بار چرخید و چرخید و چرخید. 

    قاصدک رو به فرشته کرد و گفت: «اما شانه‌های من ظریف است. من نازک‌تر از آنم که پیامی این چنین بزرگ را با خود ببرم.» 

    فرشته گفت: «درست است، آنچه تو باید بر دوش بکشی نا‌ممکن است و سنگین، حتی برای کوه. اما تو می‌توانی، زیرا قرار است بی‌قرار باشی. 

    » فرشته گفت: «فراموش نکن. نام تو قاصدک است و هر قاصدکی یک پیامبر.» آن وقت فرشته خبر را به قاصدک داد و رفت و قاصدک ماند و خبری دشوار که بوی ازل و ابد می‌داد. 

    حالا هزار سال است که قاصد می‌رود، می‌چرخد و می‌رود، می‌رقصد و می‌رود و همه می‌دانند که او با خود خبری دارد. 

    دیروز قاصدکی به حوالی پنجره‌ات آمده بود. خبری آورده بود و تو یادت رفته بود که هر قاصدکی یک پیامبر است. پنجره بسته بود، تو نشنیدی و او رد شد. 

    اما اگر باز قاصدکی را دیدی، دیگر نگذار که بی‌خبر بگذارد و برود. از او بپرس چه بود آن خبری که روزی فرشته‌ای به او گفت و او این همه بی‌قرار شد.



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر