همهچیز را باید ویران کرد، همهی آن لحظهها و تو را که از قاب پنجره به پرچین آن حیاط درندشت نگاه میکنی. و سعید سپهر را که در کنارت نشسته است و اسبی که به افرا بسته شده و سر بهسوی آسمان شیهه میکشد و کبوترانی که روی پرچین بال بال میزنند. باید آسمان و آن اسب و شیههها و کبوترها و بال بالهایشان را ویران کرد. حتی لبخندی را که من بر لبهایت نوشتهام و برق شادی را که من در چشمانت نوشتهام را، هر چند که آن لبخند و برق شادی در صورتت غایب بودند. پیکرهایی را که در برابرتان پیچوتاب میخوردند باید ویران کرد و صدای سازها را ...
کتاب ویران که سومين مجموعه داستان و نيز ششمين اثر ابوتراب خسروی محسوب میشود، هشت داستان کوتاه را شامل میشود که اغلب با فرمهای تازه روايت شدهاند. به نحوی که مضامينی چون کشاکش و تنازع نسلها، گمگشتگی، خشونت، عشق و جنگ با نحوهی رويکردهای روايتهای نو، منجر به شکلگيری داستانهای تازه در ادبيات معاصر شدهاند. داستانهای این مجموعه عبارتند از: تفریق خاک، پیکنیک، مرثیهی باد، قاصد، یک داستان عاشقانه، رویا یا کابوس، آموزگار و داستان ویران.
خسروی دغدغهی اصلی خود را در نگارش داستانهای این کتاب، دغدغهای هستیشناسانه میداند و این دغدغه تم اصلی این داستانها نیز محسوب می¬شود. به زعم نویسنده، فرم در داستانهای این مجموعه متلاشی شده و از نو آفریده میشود، و هریک از این داستانها موضوعی مستقل دارند.
برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
- ورود
- عضویت
نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
با تشکر