ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

اصلاً من چرا دارم به زبانی رمان می‌نویسم که آنهایی که بلدش هستند زیاد اهل مطالعه کردن نیستند؟ سبحان گنجی |  فیس‌بوک

آپارتمان دریا

صفحه اصلی / داستان بلـــــــند /

داستان بلـــــــند

آپارتمان دریا

نویسنده: احمدرضا احمدی
داستان بلـــــــند
ناشر: کتاب نشر نیکا
تاریخ انتشار: 1392
208 صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    13,90€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    من در برف سوار سورتمه‌ای بودم با پالتوی گران‌بهایی از پوست. دو طرفم سورتمه‌هایی نگهبان بودند، برای حفاظت از من. برف مدام می‌بارید. زمین و زمان سفیدِ سفید بود. از توی سورتمه به بارش مدام برف خیره بودم و به پیروزی‌های عمرم فکر می‌کردم. در بخشی دیگر از این رمان می‌خوانیم: از صبح کنار پنجره نشسته‌ام به امید اینکه عبور نوازندگان سازهای زهی را در خیابان ببینم. از چایم کمی می‌خورم و سپس به کنار پنجره می‌رفتم، خیابان را نگاه می‌‎‌کردم، از نوازندگان خبری نبود.



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر