ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

می‌دانستم اگر بعد از تولد او، تو را، همه‌ی زندگی را، از دست می‌دادم، باور کن که هم‌آغوشی را ادامه نمی‌دادم و پَسَت می‌زدم. باشد که از من دلگیر می‌شدی و هیچ‌وقت نمی‌توانستم توضیحی برای رفتارم داشته باشم. پست می‌زدم. سعید منافی |  پیر مرگ

ایستادن زیر دکل برق فشار قوی

صفحه اصلی / داســــــتان کوتاه /

داســــــتان کوتاه

ایستادن زیر دکل برق فشار قوی

نویسنده: داوود غفارزادگان
داســــــتان کوتاه
ناشر: نشر چشمه
تاریخ انتشار: 1389
86 صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    8,90€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    و مثل همه‌ی روزهای 31 سال و 8 ماه دیر رسیدن: در را که باز می‌کنم پایم روی حکم است. کیفم را نمی‌گذارم روی میز. حکم را برمی‌دارم، پله‌ها را دوتا یکی می‌کنم و:

    "تاکسی، دربست"

    باد خوشی در خیابان ایرانشهر می‌وزد. و در مسیری که منتهی می‌شود به پلاک سه در کوچه‌ی هفتم.

    راننده چرتی است؛ اما خوب می‌گازد در اتوبان همت.

    و ساعت: 11 سبح

    خانه از اغیار خالی

    نامه‌ها و حکم‌های اداری 31 سال و 8 ماه را می‌ریزم تو سطل زباله‌ی فلز و آتش می‌زنم. آتش که حکم‌ها را می‌خورد من سیگاری می‌گیرانم.



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر