ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

وقتی مُرد، انگار یه‌باره یه باری از دوشم برداشته شد، آره، من که نکشته بودمش، اون خودش مُرد از بس که پیر و فرتوت شده بود، وقتش بود. آره وقتش شده بود. همه‌مون یه موقع وقتمون می‌شه. آدم از چیزی که واسه همه اتفاق می‌افته که نباید بترسه. ماریا تبریزپور |  خانه اجاره ای

گالیسا...کی می‌رسد باران ؟

صفحه اصلی / داستان بلـــــــند /

داستان بلـــــــند

گالیسا...کی می‌رسد باران ؟

نویسنده: سهراب فرسیو
داستان بلـــــــند
ناشر: نشر قطره
تاریخ انتشار: 1391
454 صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    23,90€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    کنار دروازه‌ی مهرجان، وقتی آن دو مرد چرتِ عباس‌آقا را پاره کردند و به‌اتفاق بچه به‌‌او خندیدند، در واقع روح زمانه را در تنش دمیده بودند؛ روحی با قدرتِ سرایتِ حیرت‌آور که با دمیده ‌شدن به‌کالبدِ پشت‌کوهی‌ترین دهاتی جوان و حساس، همه‌ی رسوم به‌نظرش ناساز می‌آمد. از آن به‌بعد دیگر به‌فرمان‌های نیاکان و بزرگان ‌کار نداشت، تا به‌عاقلانه بودن رسم و رسوم مطمئن نمی‌شد، انجام‌شان نمی‌داد.



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر