راوی این رمان که هویت مبهم و نامعلومی دارد، دچار مردمگریزی شده است و از آنجایی که نمیتواند با آدمها ارتباط برقرار کند، در جستوجوی خود گمشده خویش است. این داستان بنمایههای روانشناختی دارد و به گونهای سلوک اجتماعی قهرمانش را نشان میدهد. وی براساس موقعیتهایی که در آنها قرار میگیرد، با افراد جدیدی آشنا میشود و این آدمها در نحوه تفکر و روحیات وی تاثیر میگذارند و در نهایت ذهنیت و روحیه جدیدی که در این برخوردها برای وی به وجود میآورند، زمینههای تغییر شخصیت او را فرهم میکنند.
برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
- ورود
- عضویت
نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
با تشکر