![]() | تا برسيم به چهارراهی که مسیر دبيرستان دخترانه را جدا میکرد، فقط فرصت چهار پنج نگاه بود؛ برقی کوتاه که بايد به لمحهای همهی اشتياق و مهجوری را از تنی منتقل کند به تنی. رضا قاسمی | وردی که برهها میخوانند | ![]() |
نامهنگـــاری
گونهای ادبی که شامل مجموعهای از نامههای یک نویسنده خطاب به یک گیرندهی واقعی میشود؛ مجموعهی نامههایی که یا توسط خود نگارنده، یا از سوی گیرنده، و یا به همت شخص دیگری پس از مرگ آنها جمعآوری شده است. برخی از مجموعههای نامهنگاری، درست مانند یادداشتهای روزانه و دفترچههای خاطرات، از ارزش ادبی بالایی برخوردارند و بعضاً سندی گرانبها دربارهی یک دورهی تاریخی به شمار میآیند.


















