حیات مجسمنویسنده: مارگریت دوراساین کتاب را ببینیدخریدحیات مجسم آغاز و پایان یا مثلا وسط ندارد، البته در شمار کتابهای فاقد علت وجودی نیست، یادداشتهای روزانه هم نیست، از روزنامهنگاری و از پرداختن به رویدادهای روز به دور است. اسمش را ...
حیات مجسمنویسنده: مارگریت دوراساین کتاب را ببینیدخریدحیات مجسم آغاز و پایان یا مثلا وسط ندارد، البته در شمار کتابهای فاقد علت وجودی نیست، یادداشتهای روزانه هم نیست، از روزنامهنگاری و از پرداختن به رویدادهای روز به دور است. اسمش را ...
و هنوز زار میزند در گلویم | آن سوال دیروز | او چه کسی بود | که میتوانست تو را بیشتر از من دوست بدارد؟ شیوا شکوری | نه
بیمار میگفتند، بجز سید اولاد پیغمبر، هرکسی توت را ببرد يا بسوزاند مرضی میگيرد بیدرمان. من نه سيد بودم نه اولاد پيغمبر؛ اما تا دلت بخواهد خرافاتی...رضا قاسمی | وردی که برهها میخوانند (اولاد، بریدن، بیمار، بیماری، توت، خرافات، خرافاتی، درمان، سوزاندن، سید، مرض، مریض، پيغمبر، گفتن) Tweet جیغهای کشدار، | خطِ قرمزهای بیمار، | نگاههایِ میخدار، | ساختمانهای دیوار... | /تهران، تهرانِ عزیز من!/ | (بیمار، تهران، جیغ، دیوار، ساختمان، عزیز، قرمز، میخ، نگاه) Tweet
میگفتند، بجز سید اولاد پیغمبر، هرکسی توت را ببرد يا بسوزاند مرضی میگيرد بیدرمان. من نه سيد بودم نه اولاد پيغمبر؛ اما تا دلت بخواهد خرافاتی...رضا قاسمی | وردی که برهها میخوانند (اولاد، بریدن، بیمار، بیماری، توت، خرافات، خرافاتی، درمان، سوزاندن، سید، مرض، مریض، پيغمبر، گفتن) Tweet
جیغهای کشدار، | خطِ قرمزهای بیمار، | نگاههایِ میخدار، | ساختمانهای دیوار... | /تهران، تهرانِ عزیز من!/ | (بیمار، تهران، جیغ، دیوار، ساختمان، عزیز، قرمز، میخ، نگاه) Tweet