![]() | و هنوز زار میزند در گلویم | آن سوال دیروز | او چه کسی بود | که میتوانست تو را بیشتر از من دوست بدارد؟ شیوا شکوری | نه | ![]() |
تنهایی
"این در واقع اتاق که نیست. گوشهی تنهایی است." (نقل قول از گلی امامی)
اسمِ دیگر زمین خوردن | تنهاییست | آنکه زمین میخورَد دیوانه نیست | فقط کِرم تنهایی در جایی از جاهایش وُول میخورد!
گيسوانم را به قيچی میسپارم | تا افسانهها را نَكِشانم | به قلعهی تنهاييم








