![]() | وای به حال کسی که مهموننوازی ببرها رو قبول نکنه داریو فو | افسانه ببر | ![]() |
ته
بعضی وقتها آدم دلش میخواد یکی رو پیدا کنه و هرچی تا حالا ته دلش حبس کرده، آزاد کنه و سبک بشه. ولی نمیشه چون نمیتونه به کسی اعتماد کنه. نه حتی بعضی اوقات به خودش توی آینه.
![]() | وای به حال کسی که مهموننوازی ببرها رو قبول نکنه داریو فو | افسانه ببر | ![]() |
بعضی وقتها آدم دلش میخواد یکی رو پیدا کنه و هرچی تا حالا ته دلش حبس کرده، آزاد کنه و سبک بشه. ولی نمیشه چون نمیتونه به کسی اعتماد کنه. نه حتی بعضی اوقات به خودش توی آینه.