ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

تا برسيم به چهارراهی که مسیر دبيرستان دخترانه را جدا می‌کرد، فقط فرصت چهار پنج نگاه بود؛ برقی کوتاه که بايد به لمحه‌ای همه‌ی اشتياق و مهجوری را از تنی منتقل کند به تنی.   رضا قاسمی |  وردی که بره‌ها می‌خوانند

وحشت

مثل بچه‌ها. روز اولی که می‌خوان بفرستنشون مدرسه. با این‌که سال‌ها دلشون می‌خواسته بزرگ بشن و مثل بقیه کفش و کلاه کنن و قاطی بقیه بشن، ولی روز اول، یه دفه وحشتشون می‌گیره و می‌چسبن به دامن مادرشون…


  اصلاً خیلی‌هایی که غرق می‌شن فکر می‌کنم، از عمق زیاد آبه، از اینکه یه فاصله‌ای خیلی زیاد تا زمین، تا کف، زیر آب، تا اون جایی که رو نیست، سطح و ساده نیست، پیدا می‌کنن، از عمق وحشت می‌کنن، وحشت بزرگ، اون‌قدر بزرگ که فرصت نمی‌کنی برسی به جنس تَرسِت.