ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

می‌دانستم اگر بعد از تولد او، تو را، همه‌ی زندگی را، از دست می‌دادم، باور کن که هم‌آغوشی را ادامه نمی‌دادم و پَسَت می‌زدم. باشد که از من دلگیر می‌شدی و هیچ‌وقت نمی‌توانستم توضیحی برای رفتارم داشته باشم. پست می‌زدم. سعید منافی |  پیر مرگ

جامه دران

صفحه اصلی / داســــــتان کوتاه /

داســــــتان کوتاه

جامه دران

نویسنده: ناهید طباطبایی
داســــــتان کوتاه
ناشر: نشر چشمه
تاریخ انتشار: 1393
116 صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    9,90€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    می‌دانم که حرف مسخره‌ای است اما تنها جشن عروسی‌ای که من دلم می‌خواست تویش شرکت داشته باشم، عروسی پدرم بود با آرمن جان. فکر می‌کنم بهترین و زیبا‌ترین جشن‌های دنیا بوده با زیبا‌ترین عروس دنیا. عکس عروسی را دیده‌ام، یک عکس سیاه و سفید توی یک قاب برنزی کهنه. عکسی که توی آن پدرم و آرمن جان جلوی یک منظره قشنگ ایستاده‌اند، منظره‌ای از یک باغ با یک آبشار کوچک و آرمن جان از زیبائی می‌درخشد. او لباس سفید ساتن به تن دارد و یک تاج جواهرنشان روی موهای طلائیش گذاشته و کمرش بقدری باریک است که توی حلقه دو کف دست جا می‌گیرد...



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر