ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

وقتی مُرد، انگار یه‌باره یه باری از دوشم برداشته شد، آره، من که نکشته بودمش، اون خودش مُرد از بس که پیر و فرتوت شده بود، وقتش بود. آره وقتش شده بود. همه‌مون یه موقع وقتمون می‌شه. آدم از چیزی که واسه همه اتفاق می‌افته که نباید بترسه. ماریا تبریزپور |  خانه اجاره ای

هیچ‌چیز اتفاقی نیست

صفحه اصلی / داســــــتان کوتاه /

داســــــتان کوتاه

هیچ‌چیز اتفاقی نیست

نویسنده: آتوسا زرنگارزاده شیرازی
داســــــتان کوتاه
ناشر: نشر افراز
تاریخ انتشار:
88 صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    7,90€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    دیروز دوستم را فروختند. موهای کوتاهش خرمایی بود و پوستش سفید. مغازه‌دار که آرایشش می‌کرد، خیلی خوشگل می‌شد. از آن صورت‌هایی داشت که همیشه فکر می‌کنم مزه‌ی شکلات دارند. لب‌هایش قرمز بود، دماغش سربالا و کوچک، و صورتش گرد. جایش سمت چپ جای من بود. شب‌ها با هم درد دل می‌کردیم. او همیشه حوصله‌اش سر می‌رفت، اما من، که توی ویترین هستم، می‌توانم آدم‌ها و ماشین‌ها را ببینم؛ خودش کلی سرگرمی است.



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر