![]() | و هنوز زار میزند در گلویم | آن سوال دیروز | او چه کسی بود | که میتوانست تو را بیشتر از من دوست بدارد؟ شیوا شکوری | نه | ![]() |
آهنگ
من به سوى شما آمدم، آرام سستىِ ضربآهنگ خونم را در رگهايم شمردم، با اين پرسش كه اين سستی آيا تحریک مىشود يا به كل خشک مىشود...
برنار ماری کلتس | در خلوت مزارع پنبه
(آرام، آمدن، آهنگ، تحریک، خشک، خون، رگ، سستىِ، سستی، شمردن، ضرب، ضربآهنگ، پرسش)
(آرام، آمدن، آهنگ، تحریک، خشک، خون، رگ، سستىِ، سستی، شمردن، ضرب، ضربآهنگ، پرسش)
هنوز یاد نگرفتم بهموقع گوشی رو بردارم، با اینکه قبل از اینکه زنگ بزنی صدای آهنگش توی گوشم میپیچه.








