حیات مجسمنویسنده: مارگریت دوراساین کتاب را ببینیدخریدحیات مجسم آغاز و پایان یا مثلا وسط ندارد، البته در شمار کتابهای فاقد علت وجودی نیست، یادداشتهای روزانه هم نیست، از روزنامهنگاری و از پرداختن به رویدادهای روز به دور است. اسمش را ...
حیات مجسمنویسنده: مارگریت دوراساین کتاب را ببینیدخریدحیات مجسم آغاز و پایان یا مثلا وسط ندارد، البته در شمار کتابهای فاقد علت وجودی نیست، یادداشتهای روزانه هم نیست، از روزنامهنگاری و از پرداختن به رویدادهای روز به دور است. اسمش را ...
و هنوز زار میزند در گلویم | آن سوال دیروز | او چه کسی بود | که میتوانست تو را بیشتر از من دوست بدارد؟ شیوا شکوری | نه
قسمت تهران | میدان ولیعصر | جنب بانک ملی ایران | قسمت اشیا گمشده پیدایم کن | از میان سایههای بینشان اشیاء گمشدهروجا چمنکار | با خودم حرف میزنم (اشیا، اشیاء، ایران، بانک، تهران، سایه، قسمت، ملی، میدان، نشان، گمشده) Tweet انگار نه انگار که باید نشست و کمربندها را بست و به چراغ قرمز و علامت خطر توجه کرد. بیشترینها اهل توکلاند و به قسمت و سرنوشت اعتقاد دارند. آنچه باید بشود خواهد شد. دستورات ایمنی چیزی را عوض نمیکند.گلی ترقی | جایی دیگر (اعتقاد، انگار، توجه، توکل، خطر، دستور، سرنوشت، عوض، قرمز، قسمت، چراغ، کمر) Tweet
تهران | میدان ولیعصر | جنب بانک ملی ایران | قسمت اشیا گمشده پیدایم کن | از میان سایههای بینشان اشیاء گمشدهروجا چمنکار | با خودم حرف میزنم (اشیا، اشیاء، ایران، بانک، تهران، سایه، قسمت، ملی، میدان، نشان، گمشده) Tweet
انگار نه انگار که باید نشست و کمربندها را بست و به چراغ قرمز و علامت خطر توجه کرد. بیشترینها اهل توکلاند و به قسمت و سرنوشت اعتقاد دارند. آنچه باید بشود خواهد شد. دستورات ایمنی چیزی را عوض نمیکند.گلی ترقی | جایی دیگر (اعتقاد، انگار، توجه، توکل، خطر، دستور، سرنوشت، عوض، قرمز، قسمت، چراغ، کمر) Tweet