از هر کار تازهای نترس، ضرورتها خودشان
داوطلب میشوند و میدانند چهطور از تو
دفاع کنند.ریرا عباسی | وارونگی
وقتی میبینم دیگر کسی انتظار مرا
نمیکشد، وقتی نیاز کسی را به خودم، نه به
همسر بودنم، نه به مادر بودنم، نمیبینم،
یکهو انگار در برابر چشمهای گشاد خودم و
دیگران گم میشوم. درست مثل روزهای کودکی که
هر بعداز ظهر، میان کاههای زیرشیروانی
انبار گم میشدم و هیچ کس، هیچ کس، دنبالم
نمیگشت.
برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
- ورود
- عضویت
نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
با تشکر