ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

وقتی مُرد، انگار یه‌باره یه باری از دوشم برداشته شد، آره، من که نکشته بودمش، اون خودش مُرد از بس که پیر و فرتوت شده بود، وقتش بود. آره وقتش شده بود. همه‌مون یه موقع وقتمون می‌شه. آدم از چیزی که واسه همه اتفاق می‌افته که نباید بترسه. ماریا تبریزپور |  خانه اجاره ای

داستان دوست من کنولپ   (جیبی)

صفحه اصلی / داستان بلـــــــند /

داستان بلـــــــند

داستان دوست من کنولپ (جیبی)

نویسنده: هرمان هسه
مترجم: سروش حبیبی
داستان بلـــــــند
ناشر: نشر ماهی
تاریخ انتشار: 1392
136 صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    6,90€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    «کنولپ، قهرمان این داستان، رندی آزاده است و قلندری صحراگرد.

    در زندگی موفقیتی نصیبش نشده و در پایان عمر دستش از هر بضاعتی خالی است. «گمراهی» است که در دستگاه بی‌رنگ اما به قید قاعده درآمده‌ی کارگران و زحمتکشان وصله‌ی ناهمرنگی است و در نظام عبوس زندگی پرتلاش و حساب سوداگران جایی ندارد، اما در پشت نقاب شادی و بازیگوشی این صحراگرد خیال‌پرداز، که با روح ساده و کودکانه‌ی خود همه‌جا برای مردم زحمتکش و سر به راه شهرها و دهات شادی و شادابی و برای کودکان و دختران بازی و بذله ارمغان دارد، مرد دیگری نهفته است که تنها و بی‌خانمان است و به ولگردی و بی‌آرامی محکوم.»

    کنولپ در این داستان تصمیم می‌گیرد که به جای سرگرم شدن به دغدغه‌ها و مشکلات زندگی شهری به صحرا برود و به ادامه زندگی در آرامش صحرا بپردازد.



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر