![]() | تا برسيم به چهارراهی که مسیر دبيرستان دخترانه را جدا میکرد، فقط فرصت چهار پنج نگاه بود؛ برقی کوتاه که بايد به لمحهای همهی اشتياق و مهجوری را از تنی منتقل کند به تنی. رضا قاسمی | وردی که برهها میخوانند | ![]() |
درک
چهگونه یک خیالباف مثل تو میتواند زیبایی یک شمشیر از غلاف کشیده را درک کند؟
به بدبختی عادت کردن بزرگترین مانع برای درک لحظات خوب دیگری است.
حقایق را اغلب نمیتوان دید و باور کرد، چون خیلی حقیقیاند و ما چندان تربیت نشدهایم برای درک این واژهی اتفاقساز.








