ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

    وقتی فاصله‌ی کمی بین ما بود، لب‌هایم طوری رفتار می‌کردند که انگار با کلمه نبود که به او سلام می‌دادم یا گفتگو می‌کردم، بلکه با همه‌ی حس وجودم مخاطب او می‌شدم. و صدایش را نه با گوش‌ها و شنوائیم می‌شنیدم که انگار با پوست تنم می‌شنیدم و معنا می‌کردم ابوتراب خسروی |  

غبار

جنگ همچون غباری ظریف همه جا را فرا می‌گیرد ؛ همچنان که دشنامش می‌دهی، استشمامش می‌کنی، همچون گیاهی مدهوش‌کننده. خیلی زود، به آن خو می‌گیری و دیگر نخواهی توانست دورش سازی.