![]() | وقتی فاصلهی کمی بین ما بود، لبهایم طوری رفتار میکردند که انگار با کلمه نبود که به او سلام میدادم یا گفتگو میکردم، بلکه با همهی حس وجودم مخاطب او میشدم. و صدایش را نه با گوشها و شنوائیم میشنیدم که انگار با پوست تنم میشنیدم و معنا میکردم ابوتراب خسروی | | ![]() |

محاکمه
خریدنویسنده: فرانتس کافکا
مترجم: علی اصغر حداد

شبهای روشن
خریدنویسنده: فئودور داستایفسکی
مترجم: سروش حبیبی

کنستانسیا (جیبی)
خریدنویسنده: کارلوس فوئنتس
مترجم: عبدالله کوثری

دوست بازیافته (جیبی)
خریدنویسنده: فرد اولمن
مترجم: مهدی سحابی














