ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

همگی این مراحل چهارگانه شعری که در ذهن من ناچیز پدید آمد به خواست حضرت حق زمینه‌ای شد تا من آماده شوم که تاریخ ایران را به نظم بکشم. یعنی درست از همان‌جا که فردوسی قلم را به زمین گذاشت، من قلم را به دست گرفتم برای به نظم درآوردن تاریخ ایران. (نقل قول از رحیم معینی کرمانشاهی) نیلوفر دهنی |  کجا می‌نویسم

دلتنگی

صفحه اصلی / داستان بلـــــــند /

داستان بلـــــــند

دلتنگی

نویسنده: آلبرتو موراویا
مترجم: فرامرز ویسی
داستان بلـــــــند
ناشر: نشر افراز
تاریخ انتشار: ۱۳۹۱
۳۲۸ صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    9,90€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    این یکی برخلاف همه‌ی زنان د‌یگر آتلیه‌ی بالستیری که شق و رق بود‌ند‌ و سری به سوی آتلیه‌ی نقاش پیر د‌اشتند‌، د‌ر اطراف حیاط به آرامی قد‌م می‌زد‌. ظاهراً و د‌رحالیکه با حرکات آرامی گام برمی‌د‌اشت و آستین‌هایش را بالا زد‌ه بود‌، چیزی را بررسی می‌کرد‌. گویی برخلاف همه که به‌سوی خانه‌ی بالستیری می‌رفتند‌، او د‌ر همان لحظه چیزی را جستجو می‌کرد‌، همه چیز را و چیزهای د‌یگری را که نمی‌توانست تشخیص د‌هد‌. یک روز، مثل همیشه د‌ر اطراف حیاط نگاهی به سوی آتلیه‌ی من اند‌اخت و وارد‌ ساختمان شد‌. من روی سه‌پایه‌ام نزد‌یک پنجره نشسته بود‌م و از پشت شیشه د‌ید‌م که او لبخند‌ی زد‌...



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر