رد پای برف تابلوغ ...نویسنده: سیدعلی صالحیاین کتاب را ببینیدخریداگر عشق | آخرین عبادت ما نیست | پس آمدهایم اینجا برای کدام درد بیشفا | شعر بخوانیم و باز به خانه برگردیم؟...
رد پای برف تابلوغ ...نویسنده: سیدعلی صالحیاین کتاب را ببینیدخریداگر عشق | آخرین عبادت ما نیست | پس آمدهایم اینجا برای کدام درد بیشفا | شعر بخوانیم و باز به خانه برگردیم؟...
چقدر میتوانیم صبور باشیم | تا دستی | که تنور جنگ را گرم میکند | روزی | در دهان صلح نان بگذارد؟ شبنم آذر | خونماهی
سرما جهان سرمازده به شعر برگرددروجا چمنکار | همیشه دری باز به دربهدری بودم (جهان، سرما، شعر) Tweet امروز كه لمس كردمتان، در شما سرماى مرگ را حس كردم، اما رنج سرما را هم حس كردم، آنچنان كه تنها يك موجود زنده مىتواند رنج بكشد.برنار ماری کلتس | در خلوت مزارع پنبه (امروز، تنها، توانستن، حس، رنج، زنده، سرد، سرما، لمس، مرگ، موجود) Tweet «آ» را که میکشیدم کلاهش را سرش نمیکردم، هر چند که گاهی احتمال میرفت سرما بخورد، با این حال دلم نمیخواست سرش کلاه بگذارم.علی عبدالرضایی | بدکاری (دل، سر، سرما، کلاه) Tweet
امروز كه لمس كردمتان، در شما سرماى مرگ را حس كردم، اما رنج سرما را هم حس كردم، آنچنان كه تنها يك موجود زنده مىتواند رنج بكشد.برنار ماری کلتس | در خلوت مزارع پنبه (امروز، تنها، توانستن، حس، رنج، زنده، سرد، سرما، لمس، مرگ، موجود) Tweet
«آ» را که میکشیدم کلاهش را سرش نمیکردم، هر چند که گاهی احتمال میرفت سرما بخورد، با این حال دلم نمیخواست سرش کلاه بگذارم.علی عبدالرضایی | بدکاری (دل، سر، سرما، کلاه) Tweet