ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

من با استعداد بودم. بعضی وقت‌ها به دست‌هام نگاه می‌کنم و فکر می‌کنم که می‌توانستم پیانیست بزرگی شوم. ولی دست‌هام چه‌کار کرده‌اند؟ یک جایم را خارانده‌اند، چک نوشته‌اند، بند کفش بسته‌اند، سیفون کشیده‌اند و غیره. دست‌هایم را حرام کرده‌ام. همین‌طور ذهنم را. چارلز بوکفسکی |  عامه‌پسند

پیش

تا پيش از کشف عدد صفر، بشر گمان می‌کرد که عدد يک ابتدای هر چيز است. قرن‌ها طول کشيد تا بفهمد که صفر هم ابتدای چيزی نيست و هميشه همه‌چيز خيلی پيش‌تر از آن شروع می‌شود که نقطه‌ی آغاز است...


خودم را گذاشتم جای مادرتان که خیلی سال پیش‌ها روی این صندلی می‌نشسته و به پدرم فکر می‌کرده. به صدایش، به طرز راه رفتنش. به این که عاشق شده و نمی‌داند با خانه زندگیش چه کند. من هم جای مادرتان بودم برمی‌گشتم تهران تا دیگر نبینمش.