ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

از روزی که به دنیا آمدم، فقط دروغ به خوردم دادید، دروغ با هر جرعه شیر، دروغی که مانند نان در تهِ کاسه‌های سوپ می‌خیسید و تو هر روز با جرئت برایم تکرار می‌کردی : "پسرم، همیشه در زندگی راستگو باش !" امین معلوف |  آدریانا ماتر

جوانمرد نام دیگر تو

صفحه اصلی / داســــــتان کوتاه /

داســــــتان کوتاه

جوانمرد نام دیگر تو

نویسنده: عرفان نظرآهاری
داســــــتان کوتاه
ناشر: صابرین
تاریخ انتشار: 1386
64 صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    6,90€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    زمین وزمان را می‌گردم در جستجوی جوانمرد. کاروانسرهای خشتی وجاده‌های سنگی و کوچه‌های خاکی را می‌گردم، در جستجوی جوانمرد. سر محله‌ها و زیر گذر بازارچه‌ها و گود زورخانه‌ها و پستوی خانه‌ها را می‌گردم در جستجوی جوانمرد. حجره پیشه وران و خانقاه صوفیان و خیمه سپاهیان را می‌گردم، در جستجوی جوانمرد. می‌گردم و می‌روم، آنقدر تا به عیاران می‌رسم؛ نه به این عیار که معنایش چابک و چالاک است؛ به آن«ایار» می‌رسم که نامش از یار می‌آید و مرامش از یاری. آن ایار که به نار سوگند می‌خورد و به مهر و به ماه. آن ایار برخاسته از آیین مهر و می‌ترا. شگفتا که این جوانمرد تا کجا دور رفته است. پدرم مردی بازارگان بود. گوگرد پارسی به چین می‌برد و کاسه چینی به روم. دیبای رومی به هند می‌برد و پولادهندی به حلب. آبگینه حلبی به یمن می‌برد و برد یمانی به پارس. در نیمه شعبان دشت، عیاران به کاوانش زدند، سکه‌هایش را بردند، گوگردش را به باد دادند، دیبای رومی‌اش را دریدند و آبگینه‌هایش را شکستند. دست و دهانش را بستند و برهنه ر‌هایش کردند.



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر