ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

از کسی شنیده بودم که ابراهیم یونسی توی دادگاه وقتی قرار بوده به جای اعدام، به حبس ابد محکوم شود، پای مصنوعی‌اش را درمی‌آورد و به سمت عکس شاه پرتاب می‌کند و می‌گوید اگر به خاطر این پای مصنوعی اعلیحضرت می‌خواهد من را ببخشد، من این پا و این بخشش را نمی‌خواهم. نیلوفر دهنی |  کجا می‌نویسم

اسبی برای مردن

صفحه اصلی / داســــــتان کوتاه /

داســــــتان کوتاه

اسبی برای مردن

نویسنده: محمدعلی دستمالی
داســــــتان کوتاه
ناشر: نشر افراز
تاریخ انتشار: 1389
80 صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    7,90€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    من‌ به‌ قصد خریدن‌ اسب‌ بیرون‌ نرفته‌ بودم‌. در مسیر بازگشت‌ از کارخانه‌، از دور وانتی‌ دیدم‌ که‌ اسب‌ را می‌آورد نزدیک‌ که‌ شدند، انگار بدون‌ این‌ که‌ خودم‌خواسته‌ باشم‌. دستم‌ خودکار رفت‌ بالا و داد زدم: «دنبال‌ جایی‌ می‌گردین‌؟» یارو گفت‌: «این‌ اسب‌ رو برای فروختن‌ می‌گردونیم‌.» منم‌ پرسیدم‌: «این‌جا توی ‌این‌ بیابون‌؟» یارو گفت‌: «این‌ اسب‌ رو از شهرستان‌ آورده‌ایم‌. یه‌ بابایی‌ سفارش‌داده‌ بود برسه‌ به‌ روز مسابقه‌. اما حالا انگار پشیمون‌ شده‌ باید نقدش‌ کنیم ‌نمی‌شه‌ دو مرتبه‌ ببریم‌ شهرستان‌.» پرسیدم‌: «خوب‌ حالا چند می‌فروشین‌؟» گفت‌: «اگر واقعاً سوارکاری و دلتو گرفته‌ زیاد حساب‌ نمی‌کنیم.» اولش‌ یه‌ میلیون‌خواستند. بعد سر هفتصد تومن‌ توافق‌ کردیم‌. دویست‌ تومن‌ را آنجا گرفتند. بقیه‌ش‌ هم‌ قرار بود پونزده‌ روزه‌ بدم‌.



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر