ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

می‌دانستم اگر بعد از تولد او، تو را، همه‌ی زندگی را، از دست می‌دادم، باور کن که هم‌آغوشی را ادامه نمی‌دادم و پَسَت می‌زدم. باشد که از من دلگیر می‌شدی و هیچ‌وقت نمی‌توانستم توضیحی برای رفتارم داشته باشم. پست می‌زدم. سعید منافی |  پیر مرگ

نوروز آقای اسدی

صفحه اصلی / داســــــتان کوتاه /

داســــــتان کوتاه

نوروز آقای اسدی

نویسنده: محمد کلباسی
داســــــتان کوتاه
ناشر: نشر چشمه
تاریخ انتشار: 1391
92 صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    10,90€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    ... من مرگ را می‌شناسم. مرگ را، وقتی گیاه چسب بر دیوار خانه‌ای در این بن‌بست می‌میرد. بر تنه‌ی خشک دیوار، مرگ که می‌رسد، گیاه ‌چسب خاک می‌شود و برگ‌هایش سبک با باد می‌روند. باد سرخ آن بالا چرخ می‌زند و از تنه‌ی مرده‌ی گیاه دود برمی‌خیزد. مرگ حضوری است صریح و قاطع بر نبض دیواری ته کوچه‌ی بن‌بست. باریکه‌جوی سیمانی در طول کوچه‌ خشکیده و جیوه‌ی گرماسنج در لوله‌ی باریک شیشه‌ای سیاه می‌زند و بی‌حرکت. آب نیست و ته‌مانده‌ی زندگی ته کوچه‌ی بن‌بست، آخرین نفس‌ها را می‌کشد. تلفن که زنگ می‌زند، ساکنان کوچه، گوشی را برداشته و برنداشته، می‌شنوند که صدایی از آن‌سوی خط می‌گوید: "جوی سیمانی کور شده است و دیگر رنگ آب نخواهد دید...



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر