![]() | وقتی مُرد، انگار یهباره یه باری از دوشم برداشته شد، آره، من که نکشته بودمش، اون خودش مُرد از بس که پیر و فرتوت شده بود، وقتش بود. آره وقتش شده بود. همهمون یه موقع وقتمون میشه. آدم از چیزی که واسه همه اتفاق میافته که نباید بترسه. ماریا تبریزپور | خانه اجاره ای | ![]() |

ادبیات فرانسوی

امپراتوری نشانهها
خریدنویسنده: رولان بارت
مترجم: ناصر فکوهی

اگر بمیری...
خریدنویسنده: فلوریان زلر
مترجم: گلناز برومندی

شرم
خریدنویسنده: آنی ارنو
مترجم: بهاره مرادی

۱۴
خریدنویسنده: ژان اشنوز
مترجم: شبنم سنگاری

آهنگ عشق
خریدنویسنده: آندره ژيد
مترجم: علی اصغر سعیدی

زمان رازداری
خریدنویسنده: سیمون دوبوآر
مترجم: شهلا حمزاوی












