حالا ردپای خودمو در تک تک گامهای آندرانیک احساس میکنم. در جوهری که رو کاغذهاش میریزه، در شعرش، در نفس هاش و در ضربان قلبش، وقتی که غنچه یک گل سرخ رو به آبهای آرام یک دریای زلال میبخشه. حالا دیگه دوست دارم روی زمین راه برم، با گامهایی که قرار نیست کسی صداشون را بشنوه. من صدای قدم هام رو به آندرانیک بخشیدم...
نظرات شما
برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید : - ورود - عضویت
نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
با تشکر
برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
- ورود
- عضویت
نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
با تشکر