حیات مجسمنویسنده: مارگریت دوراساین کتاب را ببینیدخریدحیات مجسم آغاز و پایان یا مثلا وسط ندارد، البته در شمار کتابهای فاقد علت وجودی نیست، یادداشتهای روزانه هم نیست، از روزنامهنگاری و از پرداختن به رویدادهای روز به دور است. اسمش را ...
حیات مجسمنویسنده: مارگریت دوراساین کتاب را ببینیدخریدحیات مجسم آغاز و پایان یا مثلا وسط ندارد، البته در شمار کتابهای فاقد علت وجودی نیست، یادداشتهای روزانه هم نیست، از روزنامهنگاری و از پرداختن به رویدادهای روز به دور است. اسمش را ...
و هنوز زار میزند در گلویم | آن سوال دیروز | او چه کسی بود | که میتوانست تو را بیشتر از من دوست بدارد؟ شیوا شکوری | نه
صفحه اصلی / شعــــــــــــــــر / شعــــــــــــــــر گزینه اشعار منصور اوجی (جیبی)نویسنده: منصور اوجی شعــــــــــــــــر ناشر: انتشارات مرواریدتاریخ انتشار: 1392262 صفحهاین کتاب را بخرید نسخه چاپی کتاب از ناکجا 16,90€ خلاصه کتاب نظرات شماخلاصه کتابگفتم بهار کو؟ تابوتی در غروب نشانم داد بر شانههای مردان در شیون زنان یا لالهای که سرخ و سراسیمه رسته بود از لای درز آن شلاق باد و باران بر بند گرده میخورد، اما من میبینم سرخ و درشت در هر دو سو نشسته سبکبال چون آتشی جواناند یاقوت و ازغواناند در این مدار سورت سرما و خواب سنگ میبینی اینچنین که شکفته است در چله زمستان؟ از تارهای رگبار در کوچههای خاموش سازی بساز، بنواز گلهای سرخ شیراز خونابه خوردگاناند نظرات شمابرای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید : - ورود - عضویتنظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد. با تشکر از همین گونه مردن به زبان مادری روجا چمنکار سنگهای نُه ماهه روجا چمنکار با خودم حرف میزنم روجا چمنکار به آغوش دراز نی سپیده جدیری همیشه دری باز به دربهدری بودم روجا چمنکار رفته بودی برایم کمی جنوب بیاوری روجا چمنکار از همین نویسنده در چهره غروب منصور اوجی از همین ناشر خاطرات پس از مرگ براس کوباس ماشادو آسیس گزارش محرمانه تام راب اسمیت تجاوز قانونی کوبو آبه رقصهای جنگ شرمن الکسی
صفحه اصلی / شعــــــــــــــــر / شعــــــــــــــــر گزینه اشعار منصور اوجی (جیبی)نویسنده: منصور اوجی شعــــــــــــــــر ناشر: انتشارات مرواریدتاریخ انتشار: 1392262 صفحهاین کتاب را بخرید نسخه چاپی کتاب از ناکجا 16,90€ خلاصه کتاب نظرات شماخلاصه کتابگفتم بهار کو؟ تابوتی در غروب نشانم داد بر شانههای مردان در شیون زنان یا لالهای که سرخ و سراسیمه رسته بود از لای درز آن شلاق باد و باران بر بند گرده میخورد، اما من میبینم سرخ و درشت در هر دو سو نشسته سبکبال چون آتشی جواناند یاقوت و ازغواناند در این مدار سورت سرما و خواب سنگ میبینی اینچنین که شکفته است در چله زمستان؟ از تارهای رگبار در کوچههای خاموش سازی بساز، بنواز گلهای سرخ شیراز خونابه خوردگاناند نظرات شمابرای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید : - ورود - عضویتنظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد. با تشکر از همین گونه مردن به زبان مادری روجا چمنکار سنگهای نُه ماهه روجا چمنکار با خودم حرف میزنم روجا چمنکار به آغوش دراز نی سپیده جدیری همیشه دری باز به دربهدری بودم روجا چمنکار رفته بودی برایم کمی جنوب بیاوری روجا چمنکار از همین نویسنده در چهره غروب منصور اوجی از همین ناشر خاطرات پس از مرگ براس کوباس ماشادو آسیس گزارش محرمانه تام راب اسمیت تجاوز قانونی کوبو آبه رقصهای جنگ شرمن الکسی
برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
- ورود
- عضویت
نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
با تشکر