ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

وقتی مُرد، انگار یه‌باره یه باری از دوشم برداشته شد، آره، من که نکشته بودمش، اون خودش مُرد از بس که پیر و فرتوت شده بود، وقتش بود. آره وقتش شده بود. همه‌مون یه موقع وقتمون می‌شه. آدم از چیزی که واسه همه اتفاق می‌افته که نباید بترسه. ماریا تبریزپور |  خانه اجاره ای

کوچه‌های موازی

صفحه اصلی / داســــــتان کوتاه / سفر به دیگر سو داستان

داســــــتان کوتاه

کوچه‌های موازی

نویسنده: جواد جواهری
داســــــتان کوتاه
ناشر: ناکجا
سفر به دیگر سو داستان
تاریخ انتشار: ۲۰۱۲
۱۱۸ صفحه
  • خلاصه کتاب
  • نقد
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    کنار هم خوابیده‌اند. لخت، یعنی نه که لخت لخت، سرشان پیداست و کمی از شانه و سینه‌شان. اما می‌شود برهنه بودنشان را حدس زد. زن می‌خندد، لب‌هایش قرمزی خوبی دارد. انگار تازه رسیده از بوسه‌ای بلند و گرم. مرد هم می‌خندد. صمیمی می‌خندد، نه آنکه فاتح هم‌آغوشی به یادماندنی‌ای که حالا در اوج نرینگی به کسی، لابد به نرهای دیگر فخر بفروشد.

    مرد می‌خندد، همین.

    چند برگ از این کتاب را اینجا در گوگل بوکز بخوانید.

    با کلیک کردن روی این قسمت، سری هم به صفحه‌ فیس‌بوک این کتاب بزنید.

     



    نقد


    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر