ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

گایتری اعتراف می‌کنم که من شکل تو را از اسمت به وام گرفته‌ام. و نقابی با شکل تو بر خود گذاشته‌ام. بی ‌آن‌که تو را بشناسم. فقط اسمت را می‌شنیدم که در گوش‌هایم تکرار می‌شد که می‌گفت گایتری... گایتری و اسم‌ها هم که همیشه صورت صاحبان‌شان را تکرار می‌کنند. ابوتراب خسروی |  

جاده کمربندی

صفحه اصلی / داستان بلـــــــند /

داستان بلـــــــند

جاده کمربندی

نویسنده: هانری بشو
مترجم: محمدجواد فیروزی
داستان بلـــــــند
ناشر: انتشارات نگاه، ناکجا
تاریخ انتشار: ۱۳۹۱
۳۴۴ صفحه
  • خلاصه کتاب
  • حکایتی از کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    در جاده کمربندی نویسنده سه داستان را به گونه‌ای هوشمندانه در هم تنیده و در 95 سالگی رمانی پدید آورده که سایه مرگ بر آن گسترده، اما هاله‌ای از امید نیز بر آن کشیده است. اثر شگفتی که به سال 2008 جایز معتبر لیوراَنتر را برای او به ارمغان آورد.

     

    چند برگ از این کتاب را اینجا در گوگل بوکز بخوانید.



    حکایت این کتاب


    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر