![]() | تا برسيم به چهارراهی که مسیر دبيرستان دخترانه را جدا میکرد، فقط فرصت چهار پنج نگاه بود؛ برقی کوتاه که بايد به لمحهای همهی اشتياق و مهجوری را از تنی منتقل کند به تنی. رضا قاسمی | وردی که برهها میخوانند | ![]() |
آتش
بغلم کن و از آتش دهانت عبورم بده
پادشاه آتشیست که تا کس دور نباشد از هُرم او ایمن نباشد.
آيا وقتی همه شهر داره آتیش مىگيره بايد يه قنارى رو نجات داد؟








