ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

تا برسيم به چهارراهی که مسیر دبيرستان دخترانه را جدا می‌کرد، فقط فرصت چهار پنج نگاه بود؛ برقی کوتاه که بايد به لمحه‌ای همه‌ی اشتياق و مهجوری را از تنی منتقل کند به تنی.   رضا قاسمی |  وردی که بره‌ها می‌خوانند

طبیعی

می‌گویند فراموشی دفاعِ طبیعی بدن است در برابر رنج! می‌گویند دردی که نوزاد، هنگام عبور از آن دریـچه‌ی تنگ متحمل می‌شود، چنان شـدید است که کـودک، ترجـیح می‌دهد رنجِ زاده شـدن را برای همــیشه از یاد ببرد...!


با خودم فکر می‌کنم تا قبل از مردن او، زندگی‌ام چطوری بود که الان این طوری خلوت شده و عاجزم که صبح و شب رو به هم وصل کنم؟ از دست دادن. تمام شدن. مثل بچگی‌هاش، شکلاتش رو که می‌خورد، دور لبش رو لیس می‌زد، انگشت‌هاش رو لیس می‌زد و بعد می‌گفت: «مامان، شکلات شیری‌ام تموم شد.» با حیرت از تموم شدن نمی‌گفت، براش کاملاً یک امر طبیعی بود.