![]() | من دوست دارم غروب بیفته وسط سفر اگه اولش باشه دلم میگیره، اخرشم که باشه دیگه بدتر. از طلوع خورشید حرصم درمیاد. چون مال اونایی که فکر میکنند یا دوست دارن یه روز به جایی برسند، یا مال بدبختهایی که مجبورند دنبال یک لقمه نون بخور نمیر صبح زود از خونه بزن بیرون. یعقوب یادعلی | آداب بیقراری | ![]() |

وقتی زندگی در گفتگویی میان آدمها شکل میگیرد، با تمام سرخوشیها و اضطرابها و بهانههایی برای ماندن. هرآنچه در داستان توصیف میشود در نمایشنامه تصویر میشود. روایتی که از یونان باستان، از اشیل، سوفوکل، آریستوفان، تا شکسپیر، تنسی ویلیامز، ژان ژنه، یاسمینا رضا، در آفریقا آثول فوگارد و در ایران از فتحعلی آخوندزاده تا اکبر رادی، علیرضا نادری، محمد یعقوبی و... همچنان باقیست.

مکبث
خریدنویسنده: ویلیام شکسپیر
مترجم: عبدالرحیم احمدی

مرگ فروشنده
خریدنویسنده: آرتور میلر
مترجم: عطاالله نوریان

مردگان بیکفن و دفن
خریدنویسنده: ژان پل سارتر
مترجم: پری صابری
دو گروه رودرروی هم قرار میگیرند. شکنجهگر و شکنجهشده.چرا و تا کجا میتوان تحمل کرد؟















