ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

نازى‏‌ها به طرف آنا دويدن. اين آدم‏‌ها حاضرن‏ هزاران انسان رو بكشن ولى وقتى از زخم بى‏‌خطر يه زن خون بياد، فورى مى‏‌دون به دادش برسن. اریک امانوئل اشمیت |  مهمان ناخوانده

همه

ماریا که‌ رفت، راه‌ افتادم دنبال عقده‌هایم و کارهای به‌ قول او الکی. تا وقتی که‌ بود اجازه‌ نمی‌داد، اصلاً نمی‌شد. روزهای اول به‌ پاساژها و خیابان‌ها می‌رفتم. خسته‌ که‌ می‌شدم به‌ کافی‌شاپ، یا کافی‌نت. اوایل با چهل و هشت سال سن و با این قیافه‌ی جامانده‌ در بیست سال قبل، کمی عجیب بود. بعد به‌ خودم گفتم دنیا خیلی چیزهای عجیب‌تر به‌ من نشان داده‌ است. بگذار من هم یک چیز عجیب نشانش بدهم، در ضمن همه‌ به‌ همه‌ چیز عادت می‌کنند مثل من که‌ به‌ ماریا عادت کرده‌ بودم.