پاسداری به او شلیک میکند | میافتد | موبایلش را در میآورد | از قاتلش عکس میگیرد | بعد میمیرد علی عبدالرضایی | زخم باز
ضعف اين عدم تعادل و ضعفه كه نيروى دوست داشتن رو به آدمها مىده...اریک امانوئل اشمیت | مهمان ناخوانده (آدم، تعادل، دوست، ضعف، عدم، نیرو) Tweet ضعفهام را میشناخت. اما سرزنشم نمیکرد. میدانست هميشه بخشی از وجود آدم رشد میکند به قیمت عقب ماندنِ بخش ديگرِ آن...رضا قاسمی | وردی که برهها میخوانند (آدم، بخش، دانستن، رشد، سرزنش، شناختن، ضعف، عقب، قیمت، همیشه، وجود) Tweet قهرمانها با ما همزباناند، همان ضعفها و همان قابلیتهای ما را دارند. جهانشان زیباتر یا مهذبتر از ما نیست. ولی آنها، لااقل، تا انتهای سرنوشتشان میدوند.آلبر کامو | عصیانگر (انتها، جهان، زبان، زیبا، سرنوشت، ضعف، قابلیت، قهرمان) Tweet
اين عدم تعادل و ضعفه كه نيروى دوست داشتن رو به آدمها مىده...اریک امانوئل اشمیت | مهمان ناخوانده (آدم، تعادل، دوست، ضعف، عدم، نیرو) Tweet
ضعفهام را میشناخت. اما سرزنشم نمیکرد. میدانست هميشه بخشی از وجود آدم رشد میکند به قیمت عقب ماندنِ بخش ديگرِ آن...رضا قاسمی | وردی که برهها میخوانند (آدم، بخش، دانستن، رشد، سرزنش، شناختن، ضعف، عقب، قیمت، همیشه، وجود) Tweet
قهرمانها با ما همزباناند، همان ضعفها و همان قابلیتهای ما را دارند. جهانشان زیباتر یا مهذبتر از ما نیست. ولی آنها، لااقل، تا انتهای سرنوشتشان میدوند.آلبر کامو | عصیانگر (انتها، جهان، زبان، زیبا، سرنوشت، ضعف، قابلیت، قهرمان) Tweet