خداحافظ گاری کوپر رمانی فلسفی سیاسی است. داستان این کتاب در زمان جنگ آمریکا و ویتنام اتفاق میافتد. چندین جوان اسکیباز که از همه چیز در زندگی خسته شدهاند و عاشق اسکی هستند در ارتفاعاتی در کشور سوئیس در کلبهی یک جوان پولدار روزگار میگذرانند و هر از گاهی که پولشان ته میکشد به پایین آمده و پول و پلهای جمع میکنند و برمیگردند.
جملات منتخب
میلیونها و میلیاردها آدم توی این جهان
هستند و همهشان میتوانند بی تو زندگی
کنند، آخر من بدبخت چرا نمیتوانم؟
وقتی میگویم: دیگر به سراغم نیا! فکر نکن
که فراموشت کردهام یا دیگر دوستت ندارم،
نه، من فقط فهمیدم: وقتی دلت با من
نیست بودنت مشکلی را حل نمیکند، تنها
دلتنگترم میکند.
برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
- ورود
- عضویت
نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
با تشکر