ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

و هنوز زار می‌زند در گلویم | آن سوال دیروز | او چه کسی بود | که می‌توانست تو را بیشتر از من دوست بدارد؟ شیوا شکوری |  نه

شیرین

به هر ترتیب من به اندازه‌ی خوردن یک چای در سکوت محض به آخر جاده نگاه کردم و از آن به بعد همیشه این‌طور فکر کردم که به اندازه‌ی خوردن یک چای تلخ و ته‌مزه‌ی شیرین دو حبه قند وقت هست که به آخر زندگی نگاه کنم.


باید از بیان این چیزها شرم داشت که من بعد از پنج سال ازدواج و داشتن دختر کوچک و شیرینی که هر روز کودکی مرا تکرار می‌کند، هنوز توانایی و شور عاشق شدن دوباره را دارم. عاشق شدن با تمام آن امکان‌ها و جریان‌های وابسته به آن.